السيد حامد النقوي
123
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
بسيارى از بنى فاطمه را زنده دفن كرد ، و محمد و ابراهيم ابنا عبد اللَّه بن الحسن بن على بن أبي طالب عليه السلام بر وى خروج كردند ، و لشگر فرستاد تا ايشان را بقتل آوردند ، و اصوب آن بود كه نظر به آن اعمال عقوبت مآل ، كه بىشبهه طريق عفو و شفاعت حضرت پيغمبر و آل را بر او مسدود ساخته ، ذكر او را در اين كتاب نياريم ، و او را و امثال او را باهل سنت ارزانى داريم ، امام چون مبناى كتاب بر رعايت جانب اعتقاد بود ، و معهذا منصور مذكور ، در مقامى كه او را خوف زوال ملك نبود ، اظهار تشيع قولا و فعلا مىنمود ، چنان كه بعد از اين مذكور خواهد شد ، انتهى ما اردنا نقله . و اين عبارت پر بشارت ، با وجود نص بودن آن بر تشيع منصور دوانقى مثقل بر فوائد بسيار است ، كه تنبيه بر بعض آن ، براى اهتزاز طبايع ناظرين در كار است . از آن جمله است غايت حمايت مثل منصور بذكر بدايت علويه در خلاف ورزيدن با او ، و منع نمودن شيعه را از متابعت او ، و قتلش ايشان را باضطرار ، كه موهم عذر مسموع از طرف او ، در قتل و هتك حرمت ، و آشكارا كردن دشمنى سادات مىشود . و از آن جمله است آنكه تشيع همچو مشرب عذب اوسع المشارب است ، كه با وجود آشكار كردن دشمنى آل على ، و قتل بسيارى از ايشان ، و زنده دفن كردن بسيارى از بنى فاطمه ، زوال نمىپذيرد . و از آن جمله است آنكه اعتقاد تشيّع با وجود بند شدن راه عفو و شفاعت حضرت پيغمبر و آل از بعض اهل آن مرتفع نمىشود ، زهى مذهب قوى بنياد كه استحكامش قوىتر از بناى هرمان .